داستان ما و دلار

یه مقدار که به سایت‌های آمریکایی و بعضاً اروپایی سر بزنید، احتمالا کم کم متوجه میشوید که خیلی‌هاشون از ورودتون جلوگیری می‌کنن و سرویس‌های پولیشون که به کل احتمالا برای ما کار نمی‌کنه؛ تا اینجا زیاد مهم نیست. با روشن کردن فیلترشکن در‌ عرض چند ثانیه از شهروند ایران به شهروند کانادا یا آلمان تغییر هویت می‌دید و کارتون رو انجام می‌دید. سرویس‌های پولیشون هم که با دلار ۵-۶ تومان (ببخشید؛ دلار ۴۲۰۰) عملا به درد از ما بهترون می‌خوره پس مشکلی وجود نداره!

حالا بگذریم از این که دلار یه دو هزارتومنی بالا رفت و هندزفری ۱۰۰ تومنی چند ماه پیش رو الان باید به قیمت ۲۰۰ تومن خرید، و البته بگذریم که قیمت دلار حدود ۵۰ درصد افزایش قیمت داشته نه ۱۰۰ درصد. روند گرون شدن دلار به این شکله که دلار به دلایل مختلف ۵۰۰ تومن گرون میشه، بعد یه بخش قابل‌توجهی شروع می‌کنن به خرید دلار و دلالی کردن و ملتهب کردن بازار. کاری به اثر بلند‌مدت گرون شدن دلار ندارم ولی طبیعی نیست که دو روز بعد از گرون شدن دلار٬ قیمت ماشین‌های ساخت داخلمون چند میلیون بره بالا. این قضایا تو ایران طبیعیه و الان یادم نیوفتاده ولی امروز بعد از رفتن تو سایت ES6.io اولش خوشحال شدم بعد یهو غم گرفت وجودمو؛ بالای سایت نوشته:

«ما متوجه شدیم شما از ایران به ما سر‌ زدید که آموزش‌های ما ممکنه کمی گران باشند، از کد IRANLOVE برای تخفیف ۵۲ درصدی استفاده کنید.»

فقط مقایسه کنید.

البته از اینکارا تو ایران هم انجام میشه؛ مثلا سایت تراست‌زون که کتاب‌ها رو به رایگان در اختیار مردم قرار می‌داد و هرکس تواناییش رو داشت مبلغ کتاب رو پرداخت می‌کرد و هرکس نمی‌توانست، فایل‌ها رو دریافت می‌کرد و هر موقع توانایی مالی پیدا می‌کرد، مبلغ رو پرداخت می‌کرد . البته تراست‌زون بسته شد.

+ خوندن گزارش بسته شدن تراست‌زون رو عمیقأ پیشنهاد می‌کنم.

پراکنده

۱- می‌خواستم بنویسم فقط خدا میدونه که چقدر چیزای مختلف ذهنم رو مشغول کردن ولی فک کنم خدا هم ندونه. میدونی؟

۲- طرف بانک زده، روش سرقت رو توضیح میده و میگه که از کدوم کوچه انداخته و فرار کرده و در آخر باگریه میگه پول دستم اومد دو تا شیر خشک برای بچم‌ خریدم٬ به خدا من دزد نیستم٬ تحت فشار بودم٬ اشتباه کردم٬ حاضرم نون خالی با زن و بچم بخورم ولی زندان نرم.

۳- سال حمایت از کالای ایرانی؛ اول از تلگرام شروع کنیم٬ سرویس ایتا (AKA تلگرام نارنجی) رو به عنوان یه آلترنتیو مطرح کنیم و رادیو‌تلویزیون رو در اختیارش قرار بدیم. راستی استفاده نادرست از داده‌ی مردم هم که حرام اعلام شد. بدوییم بریم ایتا رو نصب کنیم! راستی دوستان آیفون‌دار٬ کپی آی‌او‌اس تلگرام هنوز ریلیز نشده، تا هفته‌های آینده نسخه آی‌او‌اس مسنجر انقلابی ایتا عرضه میشه.

۴- تو می‌خوای سلیقتو بشنوی یا حقیقتو؟

۵- حرف قشنگه رو که همه می‌زنن.

۶- میخواستن برا نوروز سریال بسازن، صداوسیما بودجه‌اش کافی نبوده، اسپانسر اوج‌ رو پیدا کردن که بودجه‌اش رو سپاه تامین می‌کنه!
بعد از اینکه تمام اماکن توریستی آدانا ترکیه (از استانبول، هواپیما را برای فرود اضطراری آدانا زمین نشوندن!) رو تو تلویزیون نمایش دادن میگن‌ ترکیه به تبلیغ ما نیاز نداره و اصن تبلیغی در کار نبوده و یه قرون هم نگرفتن. خسته نباشید.

۷- نجفی استعفا داد و حسینی مکارم جانشینش شد.

۸- دماغتون رو بگیرید که بوی نفت نونی که میخورید خفتون نکنه.

۹- همین اتفاق مثلا ساده رو من تا ۱۰ سال دیگه هم حتی نمی‌تونم تصورش کنم.

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست

چه چیزی از سکون بدتر است؟ اینقدر یه جا بمونی تا گند بزنی، بوی تعفنت همه جا رو بگیره تا یه نفر پیدا بشه و پیکر بی‌جانت رو بسوزونه. چه چیزی از این بدتر که بدونی سال دیگه هم با امسال تفاوتی نمی‌کنه و دوسال بعد با سال قبلش و به همین ترتیب.

خودکشی‌ها مثل هم نیستن. کسی که برای شروع سال نو تمام خانه را تمیز می‌کند، پرده‌ها رو تماما باز می‌کند و می‌شورد، سبزه عید می‌اندازد، چند ماهی قرمز هم در تنگ آبی همیشگی می‌اندازد و موهای خود را کوتاه می‌کند و رنگ جدید به آن می‌زند مطلقا گمان خودکشی بهش نمی‌رود اما خودکشی می‌کند زیرا ناگهان یه نگاه به جلو می‌کند و چیزی نمی‌بیند، فشار ناگهان پودرش می‌کند. «عملی بر مبنای خواست شخصی، راهی شرافتمندانه برای خروج از موقعیتی پرمخاطره که امید نجاتی در آن نیست»

میستر پرزیدنت

 

غلط‌های املایی این توییت رو بشمارید.

پ.ن: یه جا (که الان دقیقا یادم نیست) نسیم طالب میگه اگه فکر می‌کنید ترامپ احمقه، رزومه‌اش و کارایی که کرده رو دوباره نگاه کنید. این رو گفتم که بگم قصدم القای این مطلب نبود که مثلا ترامپ احمقه.

صفر مطلق

داشتم فکر می‌کردم که مثلا میشه تو این تعطیلات یه کتابی ترجمه کرد و درآمدی کسب کرد. جدای اینکه پیدا کردن همچین کیسی برای این زمان کار آسونی نیست، معمولا از شما تجربه کار قبلی ترجمه و نویسندگی می‌خوان. البته که من تجربه این کار رو دارم و تقریبا هم (مخصوصا نسبت به سنم) زیاد دارم. مثلا یکیش همون سایت خودم بود که فکر کنم چند صد مطلب ترجمه کرده بودم که شاید اندازه ۴-۵ کتاب ۳۰۰ صفحه‌ای میشدن. خب سایت رو ول کردم و مطالبم از بین رفت و بخشیش الان تو سایت‌های زحمت‌کش کپی‌کار ایرانی مثل دکترسلام هستن. بعد از اون هم یه زمانی تو یه سایت مربوط به تکنولوژی کار می‌کردم که جدا برای من اکازیون بود، برای ترجمه مطالبی که دوست داشتم پول می‌گرفتم و پول خوبی هم می‌گرفتم. خب اون سایت هم متاسفانه بعد از رفتن من منحل شد و الان ردی ازش نیست. چندسال قبل هم برای یه سایت معروف گردشگری مطالبی رو درباره زیبایی‌های جهان کار می‌کردم و می‌فرستادم، مبلغی که پرداخت می‌کردن چند برابر عرف بود اما خب تهیه اون مطالب واقعا سخت و خسته‌کننده بود. اون سایت هنوز هم هست و اتفاقا خیلی هم معروفه و می‌تونستم مثلا به عنوان نمونه‌کار ارائه بدم ولی یه مشکلی هست، امروز که رفتم مطالبی که ترجمه کرده بودم رو تو اون سایت ببینم، متوجه شدم که آقای سعید علیزاده، مدیرفنی محترم شرکت، تمام مطالبی که ترجمه کرده بودم رو به اسم خودش زده.

یه سری دیگه هم سایت و مجله بودن که خیلی کوتاه‌مدت باهاشون کار کردم و طبیعتا اسمشون رو یادم نمیاد و احتمالا خیلی‌هاشون هم تا الان دخلشون اومده. خلاصه الان من در خدمت شما هستم با صفر دقیقه سابقه‌کاری قابل اثبات!