حباب فیلتری: انتخابات ایران و آمریکا و باقی قضایا

چند وقت بود دوست داشتم درباره یه قضیه خطرناکی بنویسم که تو شبکه های اجتماعی برای همه ما داره اتفاق میفته و تاثیرات بزرگ و برگشت ناپذیری رو گذاشته. این قضیه خطرناک حباب فیلتری یا Filter Bubble نام گرفته.

انتخابات آمریکا

بدون شک دو تا از مهم ترین اتفاقات سیاسی-اجتماعی که در چند وقت اخیر رخ داده برگزیت (Brexit) و انتخابات آمریکا بوده. دو رویدادی که پیش بینی قریب به اتفاق نظرسنجی ها و مردم عامه در آن اشتباه از آب در اومد.

بذارید یه سری اطلاعات را درباره انتخابات آمریکا و فیسبوک را با هم مرور کنیم. دونالد ترامپ تا روز قبل انتخابات با اختلاف از هیلاری کلینتون پر سر و صدا تر بود و تونست توجه مردم آمریکا (و جهان) رو به خودش جلب کنه. تعداد لایک های صفحه فیسبوک و توییتر دونالد ترامپ با اختلاف های چند میلیونی از هیلاری کلینتون بیشتر بودند و پست هایی که تو فیسبوک میذاشت، بیشتر از کلینتون به اشتراک گذاشته می شد. تعداد دفعاتی که نام او به طور ماهیانه سرچ می شد نیز چند برابر هیلاری بود. با اینحال فراموش نکنیم که قسمت قابل توجه کسانی که مطالب ترامپ رو بازنشر میدادند، اینکار رو به قصد استهزا و حتی منصرف کردن طرفداران او انجام میدادند.

فیسبوک منبع خبر برای ۶۱ درصد جوان های آمریکایی هست، به این معنا که این جمیعت کثیر و تاثیرگذار در آمریکا، بیشتر تاثیر رسانه ای خود از اخبار را در فیسبوک می پذیرد. جمعیت ۱۸ تا ۳۹ سال در امریکا با اختلاف قابل توجهی رای خود را در سبد هیلاری کلینتون ریختند و انتظار یک پیروزی قریب الوقوع رو می کشیدند.

پر سروصدا ترین پستی که حاوی اسم “دونالد ترامپ” می باشد، why I’m voting for Donald Trump  از کِلی کوئلت هست که ۱٫۵ میلیون بار به اشتراک گذاشته شده. با اینحال قریب به اتفاق لیبرال های نیویورکی و طرفداران هیلاری کلینتون این مقاله رو تو فید خبری فیسبوکشون ندیدن. چیزی که طرفداران هیلاری کلینتون دیدن، هشتگ های I’m with Her ، Obama is the greatest و مقالات تایمز و واشینگتون پست بوده و خیلی هاشون خبر نداشتن که یه مقاله ساده از کوئلت ۱٫۵ میلیون بار به اشتراک گذاشته شده و یا فاکس با قدرت از سیاست های ترامپ حمایت و از کلینتون و اوباما انتقاد می کنه.

فید فیسبوک بر اساس لایک ها، کلیک ها، مشاهدات و اطلاعاتی که از شما کسب می کند، به نمایش مطالبی می پردازد که بیشتر با سلیقه و علاقه شما جور در میاد. البته الگوریتم هوش مصنوعی که این کار رو انجام میده ناشناخته است و حتی گروهی در دانشگاه هاروارد به مطالعه آن می پردازند. این شیوه نشان دادن پست ها باعث این حس کاذب (بخوانید: بایِس) می شود که همه با شما هم نظر هستند.

همچنین نظر بگیرید که اخبار سایت های مختلف نسبت به حرف دوستان و آشنایان از اعتبار کمتری برخوردار است. به طور مثال هرچه قدر فاکس از بی کفایتی اوباما بگوید، کمتر کسی باور می کند اما وقتی دوست شما در میشیگان از وضع بد زندگی در دولت اوباما بگوید، باور شما نسبت به ضعف دولت اوباما تقویت میشه.

نتیجه این حباب فیلتری این است که طرفداران کلینتون خود را پیروز انتخابات می دانستند و سعی و تلاششان برای نشان دادن نقاط ضعف و تاریک کارنامه ترامپ رو کم کردند در حالی که شکست دادن ترامپ با توجه به گذشته و رسوایی هایی که براش رخ داد، نباید خیلی سخت می شد.

انتخابات ایران

در انتخابات ایران هم همین اتفاق افتاد ولی در نتیجه پیش بینی شده تغییری حاصل نشد. در واقع باید گفت دو جناح اصلی رقیب در انتخابات، آخرین اطلاعاتی که درباره تبلیغات و اطلاع رسانی انتخاباتی داشتند برمی گشت به سال ۱۳۸۰ که تنها روش تبلیغات پوستر های کاغذی و سخنرانی های تهییج آمیز بود. به همین خاطر بود که تمام کارت های خود  را در سخنرانی ها و مناظره ها رو میکردند و در نتیجه دو کاندید اصلی که هر دو از مهره های اصلی انقلاب بودند، به گونه ای همدیگر و نظام حاکم رو زیر سوال می بردن که تو گویی ۳۹ سال است که “ما” در حال حکومت هستیم.

یکی از تفاوت های جامعه ما با آمریکا در شبکه های اجتماعی رایج در میان عموم مردم است.در حالی که فیسبوک، مسنجر فیسبوک و واتس اپ اصلی ترین شبکه های اجتماعی مورد مصرف مردم ینگه دنیا هستند، مردم ایران اجبارا به اینستاگرام و تلگرام مهاجرت کرده اند و تنها گروه های کوچکی در توییتر و فیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی فعال هستند.

حباب فیلتری موجود در تلگرام، خود ساخته است. به این معنا که در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و فیسبوک، مطالب دوستان، آشنایان و هم فکران با توجه به یک الگوریتم برای شما به نمایش می آید در حالی که در تلگرام، شما با عضویت در گروه ها و کانال های موافق، خود را درون یک حباب فیلتری خود ساخته می اندازید.

اینطور می شود که روز قبل انتخابات ایران، هر دو گروه رای دهنده با احتمال بالا از پیروزی خود سخن می گویند و از تایم لاینی می گویند که تماما به روحانی یا رئیسی رای خواهد داد. اینطرف عده ای می گویند آخر هفته فلانی رفته و از دیوارکشی های خیالی سخن می گویند و در طرف دیگر، کارت های پول و نذوراتی را شِیر می کنند که از دست قضا در نزدیکی انتخابات به یاری مردم “بدبخت” می رسد. اصولا هم کسی نه به فکر ایجاد یک نظرسنجی علمی و درست حسابی است و نه کسی هم به دنبال مطالعه ی همان نظرسنجی های فشل و نیمه کارآمد موجود است.

وضعیت امروز من

شاید دارید فکر می کنید که چرا بعد از ۳ ماه تازه به فکر نوشتن این پست افتاده ام. دیر وقتیست که به یک سطح بی تفاوتی نسبت به اخبار سیاسی (مخصوصا در ایران) رسیده ام و به طور کامل به این باور رسیده ام که تغییر بزرگ با تغییر کوچک فردی خود ما اتفاق می افته. با اینحال برای دست خالی نبودن موقع تاکسی سوار شدن، اخبار را معمولا از سایت عصر ایران و گاهی خبرآنلاین دنبال می کنم چون اولی تنها پایگاهی است که بعضی اوقات مقالات تحلیلی خوب هم می نویسد. علت دنبال کردن دومی رو هم نمی دانم!

در روزهای اخیر، برادر معاون اول رییس جمهور به جرم فساد اقتصادی و… دستگیر شده است و تا ساعاتی پیش از این خبر اطلاع نداشتم. البته که خبر، خبر مهمی نیست و فساد اقتصادی مسئولان و وابستگانشان متاعی کمیاب نیست. نکته ای که نگرانم کرد همان حباب فیلتری بود که من را دربرگرفته. در حالی که سخن های گهربار(!) امامان جمعه درباره کنسرت و فضای مجازی به سرعت دستمایه می شود و به گوشم می رسد، خبر دستگیری برادر رییس جمهور هنوز هم اگر از حباب بیرون نیومده بودم به گوشم نمی رسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *