جسور باش و رشته ی فنی بخون

تا همین چند سال پیش هر کی یه راه حل درست و حسابی برای یه سوال پیدا می کرد یا سر سوزن نبوغی از خودش نشون می داد رو به زور میفرستادند ریاضی چون فکر می کردن مثلا اگه روانشناس بشه استعدادش حروم میشه! اینجوری بود که هر کس ریاضی می رفت خودش رو مخ حساب می کرد.

کم کم تعداد مهندس ها تو ذوق می زد. تو خیابون که داد می زدی مهندس! همه بر می گشتن. کم کم به خودمون اومدیم و دیدیم که ای داد بیداد، چقدر مهندس بیکار داریم. علت اینکه چرا اینقدر مهندس بیکار داریم رو نفهمیدیم. نفهمیدیم که پسری که از ترس سربازی به دانشگاه و یه رشته بی دردسر (!) پناه آورده نه تنها انگیزه درس خوندن نداره، که از دانشگاه منهای دختر هاش بیزاره. نفهمیدیم که هر چه قدر که خوب معادله حل کنیم و سخت ترین مشتق ها و انتگرال ها رو حساب کنیم، باعث نمیشه که بتونیم اندازه یه افغان که ۵ ساله شب و روز عمرش رو پای ساختمون گذرونده بفهمیم.

بچه سیزده چهارده ساله که دور خودش رو پرِ مهندس بیکار میبینه، بالاخره گذرش به مطب دکتر و داروخونه میرسه. دکتری که دوتا دوتا مریض رو ویزیت می کنه و درآمد یه روزش به اندازه ی مهندس های زپرتی هستش. داروخونه ای که اینقدر شلوغه که متصدی هاش کلافه شدن.

آره. راست میگی. من اگه میتونستم میرفتم دکتر می شدم. حداقل بعد از ۱۰ سال یه شغل با درآمد قابل قبولی داشتم. ولی میدونی چیه؟ من از  همون اولش از زیست بدم میومد. هیچوقت نتونستم شب امتحان زیست درست بخوابم. مطالبش نچسب بود. هنوز هم نمیدونم “میتوکندری” چیه. حالم از این به هم میخوره که تو دانشگاه هم مثل دبیرستان خط خط کتاب ها رو حداقل برای ۷ سال حفظ کنم.

وقتی گفتم میخوام کامپیوتر بخونم، همه قیافه ها کج شد. با اون نگاه تعفن برانگیز همیشگی گفتن: رتبت حیف نشه یه وقت! یا اگه تجربی رفته بودی الان راحت پزشکی قبول بودی!

نمیگم پزشکی نخونید؛ میگم دنباله علاقه خودتون برید، بزدل و تباه نباشید. با موفقیت تو رشته ی خودتون یه سیلی محکم تو گوش هرچی مفت حرف زنه بزنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *